دوره های برگزار شده

يك مطالعه موردي درمورد تجليل غيررسمي

‹‹السي تامايو›› شرح مي دهد، وقتي كه او رئيس آموزش بخش خدمات اجتماعي در سان دياگو بود چگونه توانست اصول اخلاقي، احساس غرور و سازندگي بخش آموزش را گسترش دهد. موقعي كه او شروع به كار كرد، باورهاي اخلاقي كارمندان در سطحي پايين قرارداشت و هويت شخصي آنها در سازمان بسيار ضعيف بود."تامايو" با سيزده تن از كاركنان ملاقاتي را ترتيب داد. و اين پرسش را مطرح كرد كه: ‹‹مايليد چگونه مورد شناسايي سازمان قرار گيريد؟!››

گروه، دست به كار شد و مركز آموزش نيز، كارت هاي واژه دار رنگي طراحي كرد و خارج از ساختمان و در راهروها نصب نمود.

براي اولين بار، افراد كارت شغلي دريافت كردند. پس از آن تامايو يك روز درماه را به عنوان ‹‹روزتجليل و تحسين›› اعلام كرد. بدين معني كه، گروه آزاد است به هر شكلي اين روز را سپري كند. آن ها براي بازديد از موزه، باغ وحش و خريد و....با قطار به لس آنجلس رفتند. براي اين فعاليت ها هيچ بودجه اي صرف نشد و كارمندان تمام هزينه ها را متقبل شدند. درهرجلسه، تامايو تقاضا مي كرد كه كارمندان جهت تشويق يكديگر، روش هاي مفرح و جالبي را ابداع كنند. بطور نمونه، پس از ترفيع هر كارمند ديگر، همكاران بيرون ساختمان رژه مي رفتند و به كارمندان ديگر يك ‹‹خرگوش انرژي زا›› هديه مي شد. زيرا كه او همچنان به جلو مي رود، مي رود و مي رود و درمواقع ضروري به كمك ديگران مي شتابد. كارمندي كه با سرعت كار مي كرد يك اسباب بازي دونده دريافت مي كرد.

تامايو كارجديد ديگري را درجلسات آغاز كرد او در هر جلسه، تقدير نامه هاي كارمندان بخش را قرائت مي كرد و اطلاعات مربوط به آخرين دستاوردهاي سازمان را ارائه مي داد. او براي چشمگيرتر شدن پيشرفت هاي افراد از روشهاي بي شماري استفاده مي كرد. مثلاً هر ماه تعدادي كارمند آموزش ديده را به دليل نظرات مقرون به صرفه آن ها تشويق مي كرد و برنامه شان را در سرتاسر سازمان منتشر مي كرد.

برنامه ها با اهداف مشخص، بر روي چارت ها نصب مي شد. و به مديران و كارمنداني كه هزار ساعت آموزش ديده بودند، ‹‹مدرك درجه يك›› داده مي شد.

تامايو، خدمات آموزشي خود را با شركت هاي ديگر مبادله مي كرد تا علت شكاف ميان اعضاء و يا كناره گيري آن ها را دريابد.

او يك "كتابخانة آموزشي" بنا نهاد و افراد به عنوان پاداش از آنجا استفاده مي كردند. او از پاداش هاي في البداهه استقبال مي كرد اين پاداش ها عبارت بودند از، يادداشت هاي دست نوشته، قراردادن عبارت هايي برروي چارت تشكرات مثل: "درجلسه ديروز واقعا عالي كاركردي"، ابراز كلماتي خاص كه اهميت فعاليت فرد را بيان مي كرد و بالاخره فرستادن تشويق نامه و نامه هاي تشكرآميز به منزل كارمندان.

تامايو اغلب اوقات به اعضاي گروه اجازه مي داد كه روز بعد از كلاس آموزش، دير سركار حاضر شوند. هريك از افراد مي توانستند يك بار در هفته با تامايو ملاقات داشته باشند و در هرزمينه اي با اوصحبت كنند. هر چند كه درابتدا، اين ملاقات ها كمتر از ده دقيقه طول مي كشيد؛ ولي بعدها همه از تمام يك ساعت استفاده مي كردند. هركارمندي مجاز بود دربارة نتايج جلسات آموزش، چگونگي ارتقاء خود مشكلاتش با ديگركارمندان و يا راههاي پيشرفت مهارت ها و پتانسيل شغلي، با وي به بحث و گفتگو بنشيند.

تامايو ميزبان يك ماراتن خودباوري شد، پيشرفت هاي اشخاص در اين ماراتن بصورت جوايزي از قبيل تي شرت، سي دي موسيقي هاي قديمي همراه با جلد مخصوص و...... طي مراسمي به آن ها اهدا مي شد.

تمامي اين تلاش ها تقريباً هيچ هزينه اي را در بر نداشت و جمع كارمندان به اين امر واقف بودند كه در ساعات مشخص، بايد كارخود را به طوركامل انجام دهند. طي چند ماه پيشرفت، اين بخش درزمينه هاي اخلاقي، هيجاني و همچنين غرور و توان افراد چشمگير بود وآن ها به سطح بالاتري از خود باوري رسيدند.

 

  • پیام 1
  • پیام 2
  • پیام 3
  • پیام 4
  • پیام 5
  • پیام 6
  • پیام 7
  • پیام 8
  • پیام 9
  • پیام 10
  • پیام 11